شیرور

لغت نامه دهخدا

شیرور. [ شیرْ وَ ] ( ص مرکب ) شیردار. شیری. شیرده. ( یادداشت مؤلف ): چون مردمان بنی سعد بیامدند به مکه زنان شیرور با کودکان و شویان تا کودکان بستانند به دایگی و شیر دهند. ( ترجمه طبری بلعمی ).
بز شیرور میش بد همچنین
به دوشندگان داده بد پاکدین.فردوسی.

جمله سازی با شیرور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بز و میش بد شیرور همچنین به دوشیزگان داده بد پاکدین

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز