لغت نامه دهخدا
شیرخوارگاه. [ خوا / خا ] ( اِ مرکب ) مؤسسه وابسته به دستگاههای شهرداری یا دولتی یا مؤسسات خیریه که برخی کودکان شیرخوار را در آن نگاهداری می کنند. دارالرضاعه. ( از یادداشت مؤلف ).
شیرخوارگاه. [ خوا / خا ] ( اِ مرکب ) مؤسسه وابسته به دستگاههای شهرداری یا دولتی یا مؤسسات خیریه که برخی کودکان شیرخوار را در آن نگاهداری می کنند. دارالرضاعه. ( از یادداشت مؤلف ).
(خا ) (اِمر. ) مؤسسه ای که در آن از کودکان شیرخوار و بی سرپرست مراقبت می کنند.
مؤسسه ای که در آنجا کودکان شیرخوار را نگهداری می کنند، دارالرضاعه.
اداره یا موسسه ای کودکان شیر خوار را در آن جا نگهداری و مواظبت کنند.
مؤسسهای که در آن از کودکان شیرخوار و بی سرپرست مراقبت میکنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۲ - کودکان سر راهی: کودکان سر راهی یا کودکانی که پدر یا مادر یا هر دو را از دست دادهاند و بدون سرپرست ماندهاند. این کودکان با معرفی مقامات قانونی دادستانی و اداره سر پرستی وزارت دادگستری در شیرخوارگاه ویا یتیم خانه ویا پرورشگاههای جمعیت خیریه فرح پهلوی پذیرفته و نگاهداری میشوند.
💡 بخشهایی از دبیرستان ادب هستند که به تدریج و مرور زمان از دبیرستان ماندگار ادب جدا نمودهاند و حتی تالار ادب این دبیرستان از دبیرستان جدا شدهاست. معلمان خارجی و هیئت علمی این کالج در قدیم عموماً در همین کالج زندگی میکردند و از شیرخوارگاه و مهد و کودکستان و دبستان تا دبیرستان در همین مجموعه کالج سکنی داشتند و به صورت شبانهروزی اداره میشد.