شیخ نور

لغت نامه دهخدا

شیخ نور. [ ش َ ] ( اِخ ) نام محلی کنار لنگرود و لاهیجان میان دیوشل و لاهیجان در 549400 گزی تهران. ( یادداشت مؤلف ).

جمله سازی با شیخ نور

💡 نفس ناراست شیخ نور خدا میرد از نور نار ای جویا

💡 مخالفان شیخ، با فتح تهران، نزد مجاهدان و یپرم‌خان رفته و گفتند که هرگاه شیخ نوری زنده بماند، امکان دارد در سراسر کشور مردم را وادار به مخالفت با فاتحان تهران کند و حرکتی مذهبی توسط مردم علیه آن‌ها به وجود آورد و اگر فرصت از دست برود بیم وقوع همه گونه حوادث مخاطره‌آمیز خواهد رفت. یپرم خان تصمیم گرفت اعدام وی را به موقع اجرا بگذارد.

💡 نارت از تاب شیخ نور شود عوض رنج و غم سرور شود

💡 چون شنید از شیخ نوری او سلام پس علیکش گفت شیخ خوش کلام

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
اعتلا یعنی چه؟
اعتلا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز