«شکر چیدن» در متون کهن و فرهنگهای فارسی یک ترکیب فعلی و مرکب است که ریشه در آیینها و سنتهای جشن و شادی در گذشته دارد. معنای اصلی و تاریخی این عبارت به عمل جمعآوری و برداشتن شکر یا نباتی اشاره دارد که در مراسمها بر سر افراد نثار میشده است. در گذشتههای دور، بهویژه در جشنهای عروسی یا آیینهای درباری، رسم بر این بود که شیرینی، شکر، گل یا سکه بر سر حاضران پاشیده شود. در چنین مراسمی، برخی افراد اقدام به جمع کردن این نثارها میکردند و همین عمل «شکر چیدن» نام گرفته است. از دید لغوی، این ترکیب به معنای «برداشتن و گردآوری شکر نثار شده» در مجالس شادی تعریف شده است. در برخی متون ادبی، این واژه بهصورت کنایی نیز به کار رفته و به مفهوم بهرهبردن از شیرینی و خوشیهای زندگی اشاره دارد. در معنای استعاری، «شکر چیدن» میتواند نماد جمعآوری لحظات خوش، سخنان شیرین یا تجربههای دلپذیر باشد. برخی فرهنگنویسان آن را با مفهوم شیرینگفتاری نیز مرتبط دانستهاند، یعنی کسی که سخنانش دلنشین و جذاب است. در اشعار کلاسیک فارسی نیز این ترکیب گاه برای تصویرسازی از شادی، نعمت و فراوانی به کار رفته است. در مجموع، «شکر چیدن» هم یک عمل آیینی تاریخی و هم یک تعبیر ادبی با بار معنایی شیرین و مثبت در زبان فارسی محسوب میشود.
شکر چیدن
لغت نامه دهخدا
شکر چیدن. [ ش َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) برداشتن و گرد کردن شکر نثارکرده. ( یادداشت مؤلف ):
از گهر گرد کردن بفخم
نه شکر چیده هیچکس نه درم.عنصری.ورجوع به شکرچین و شکرچینی شود.
فرهنگ فارسی
آنکه در ایام عید و جشن هر چه بیافتد جمع می کند یا کنایه از شیرین گفتار.
جمله سازی با شکر چیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کجا آن تازه گلبرگ شکربار؟ شکر چیدن ز گلبرگش به خروار