شوی کردن

لغت نامه دهخدا

شوی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شوهر گرفتن. در حباله نکاح مردی درآمدن. تزوج. ( المصادر زوزنی ):
زنان را بود شوی کردن هنر
بر شوی زن به که نزد پدر.اسدی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) شوهر کردن.

جمله سازی با شوی کردن

💡 وَ الَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنْکُمْ و ایشان که بمیرند از شما وَ یَذَرُونَ أَزْواجاً و زنان گذارند یَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ درنگ کنند به تن خویش أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَ عَشْراً چهار ماه و ده روز فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ پس چون بپایان عدّت خویش رسند. فَلا جُناحَ عَلَیْکُمْ نیست بر شما تنگی فِیما فَعَلْنَ فِی أَنْفُسِهِنَّ در آنچه کنند در تن خویش از شوی کردن بِالْمَعْرُوفِ بدو گواه و ولیّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ (۲۳۴) و خدای بآنچه شما میکنید داناست و از نهان آگاه.

💡 زنان را بود شوی کردن هنر بر شوی به زن که نزد پدر

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز