لغت نامه دهخدا
شور نشور. [ رِ ن ُ ] ( ترکیب اضافی،اِ مرکب ) شور و غوغای روز محشر. ( یادداشت مؤلف ).
شور نشور. [ رِ ن ُ ] ( ترکیب اضافی،اِ مرکب ) شور و غوغای روز محشر. ( یادداشت مؤلف ).
شور و غوغای روز محشر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دردا که سوز سازش در بانوان شرر زد شور نشور سر زد
💡 تو نیز ای سرافیل شور نشور بدم درجهان افکن از نفخ صور
💡 روز هیجا که در بسیط زمین افتد از بانگ کوس شور نشور
💡 کعبۀ مقصد چو شد پیدا ز دور شد به گردون از زمین شور نشور
💡 جان فدای تو که ؟؟ جانبازی تو در طف ماریه ؟؟ بشد شور نشور
💡 زیثرب به پا خاست شور نشور به ماتم نشستند نزدیک و دور