شودن

لغت نامه دهخدا

شودن. [ دَ ] ( مص ) بمعنی شدن. ( برهان ). رفتن و روانه شدن. کوچ کردن. || مردن. ( از ناظم الاطباء ). || فارغ گشتن. || بردن. || رفع کردن. || برداشتن. || محو کردن. || حک کردن و تراشیدن. || کم شدن. ( ناظم الاطباء ). از بین رفتن:
گفتا نزدم بتی بدیع رسیده ست
قدر همه نیکوان و عز بتان شود.خسروی.رجوع به شدن شود.

فرهنگ فارسی

بمعنی رفتن یا گم شدهن

دانشنامه عمومی

شودن ( به آلمانی: Schoden ) یک شهر در آلمان است که در تریر - زاربورگ واقع شده است. شودن ۷۳۶ نفر جمعیت دارد.
شودن (زاکسن آنهالت). شودن ( به آلمانی: Chüden ) یک منطقهٔ مسکونی در آلمان است که در زالتسودل واقع شده است. شودن ۴۸۲ نفر جمعیت دارد.

جمله سازی با شودن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زبان‌های کرا-دای (که به آن تای-کادای نیز گفته می‌شود) در جنوب چین، شمال شرقی هند و آسیای جنوب شرقی یافت می شودن. زبان‌های مهم این خانواده تایلندی (سیامی) و لائو هستند.