لغت نامه دهخدا
شنح. [ ش ُ ن ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ شِناح. ( منتهی الارب ). رجوع به شِناح شود.
شنح. [ ش ُ ن ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ شِناح. ( منتهی الارب ). رجوع به شِناح شود.
جمع شناح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عیدست وپوشد بر شنح جوشن زموج می قدح کاید بامداد فرح با غازیان غم بهکین