لغت نامه دهخدا
شناختگان. [ ش ِ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) ج ِ شناخته. ( ناظم الاطباء ). ترجمه معارف است. ( یادداشت مؤلف ). آشنایان.
شناختگان. [ ش ِ ت َ / ت ِ ] ( اِ ) ج ِ شناخته. ( ناظم الاطباء ). ترجمه معارف است. ( یادداشت مؤلف ). آشنایان.
جمع شناته آشنایان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و مـعـروف كـرخـى بـه حـضـرت صـادق عـليـه السـلام عـرض كـرد كـه يـابـنرسـول اللّه مـرا وصـيـتـى فـرما، فرمود: كم كن شناختگان و آشنايان خود را، عرض كرد:زيادتر بفرما، فرمود: نشناخته گير شناختگان خود را.(38)
💡 خلاصه از تدبير شوم معاويه كار به جائى رسيد كه درهر بقعه و بلده كه خطيبى برمنبر عروج كردى نخستين زبان به لَعْن و شَتْم على واهل بيت او عليهماالسّلام گشودى و برائت از حضرت او جستى، و بليّهاهل كوفه از ساير بُلْدان شديدتر بود به سبب آنكه شيعيان در آنجا از جاهاى ديگربيشتر بودند. و زيادبن ابيه كه در آن وقت حكومت كوفه و بصره داشت شيعيان على عليهالسّلام را چه مرد و چه زن از كوچك و بزرگ نيكو مى شناخت چه سالهاى فراوان در شمارعمّال حضرت اميرالمؤ منين عليه السّلام بود و شيعيان آن حضرت را نيكو مى شناخت ومنزل و ماءواى ايشان را هر چند در زاويه ها و بيغوله ها بود نيك مى دانست؛ پس آن منافقظالم عَلَم ظلم و ستم را برافراشت و همگان را دستگير ساخت و با تيغ در گذرانيد وجماعت را (ميل ) در چشم كشيد و نابينا ساخت و گروهى را دست و پا ببريد و از شاخهاىنخل در آويخت و پيوسته تفحّص شيعيان مى كرد و ايشان را اگر چه در زير سنگ و كلوخبودند پيدا مى كرد و به قتل مى رسانيد تا آنكه يك تن از شناختگان شيعيان على عليهالسّلام در عراق به جا نماند مگر كشته شده يا به دار كشيده شده يا محبوس يا پراكنده وآواره شده بود