شمکور
لغت نامه دهخدا
شمکور. [ ش َ ] ( اِخ ) نام شهری نزدیک گنجه از اران. ( ناظم الاطباء ) ( از برهان ). شهری است به اقلیم پنجم در ارانات و به آن منسوب است صحرای شمکور و آن را شمکوره نیز گفته اند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). قلعه ای است در نواحی اران از آن تا گنجه یک روز راه است و از آنجا است ابوالقاسم المجمع... شمکوری. ( از انساب سمعانی ). نام شهری به ارمینیه و آن را متوکلیه نیز نامند. ( دمشقی ). شهری است [ به اران ] با کشت و برز بسیار آبادان و بانعمت و از وی جامه های پشمین خیزد از هرگونه. ( حدود العالم ). از گنجه تا شمکور که اکنون خراب است دو فرسنگ ازاو تا یورت شاداق بان سه فرسنگ. ( نزهةالقلوب ج 3 ص 181 ). رجوع به نزهةالقلوب ص 218 و تاریخ سیستان ص 78شود.
جمله سازی با شمکور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جنگلهای دره شمکورچای، بخشی از کناره شمالی قفقاز کوچک هستند که بیشتر در امتداد رود، گسترش یافتهاند. گونههای فراوانی از افرا، گردو، و داغداغان در این جنگلها دیده میشوند. سیاهتلو، انار، و ارس نیز در دامنهها میرویند. در شهرستان شمکور، جنگلهای راش، زبانگنجشک، گلابی و افرا، و بلوط گرجی و زبانگنجشک یافت میشوند. در درختچهزارها آلو، زالزالک، سیب، ازگیل، و گلابی وجود دارند.
💡 سرشاخه آن در ارتفاعات شهرستان گدابیگ شروع و در شهرستان شمکور به رود کورا میپیوندد و به پایان میرسد. دولت جمهوری آذربایجان یک تونل ناوبری آب روی رودخانه برای اهداف آبیاری ساخته است که ۸۸۵ متر (۲٬۹۰۴ فوت) درازا دارد.
💡 احمد جواد آخوندزاده ۵ مه سال ۱۸۹۲، در روستای «صیفعلی» شهرستان شمکور در امپراتوری روسیه چشم به جهان گشود. او در مدرسه آموزش دیده و بز زبانهای ترکی استانبولی، فارسی و عربی تسلط پیدا کرد و ادبیات شرقی را به خوبی فراگرفت. بعد از اتمام مدرسه علوم دینی در گنجه در سال ۱۹۱۲، به عنوان آموزگار شروع به کار و در فعالیتهای ادبی و اجتماعی- سیاسی شهر مشارکت فعالی کرد.