زمخشر

لغت نامه دهخدا

زمخشر. [ زَ م َ ش َ ] ( اِخ ) دیهی است بنواحی خوارزم و از آن دیه است جاراﷲ ابوالقاسم محمودبن عمر. ( منتهی الارب ). قریه و قلعه ای است به خوارزم... ( انجمن آرا ). قصبه ای است از مضافات خوارزم... ( غیاث اللغات ). قریه و قلعه ای است به خوارزم و از آنجا برخاسته فاضل مشهور جاراﷲ علامه زمخشری صاحب کشاف و نحو زمخشری. ( آنندراج ). قریه ای است در خوارزم. ( فرهنگ فارسی معین ).شهری در خوارزم ( ناظم الاطباء ). نام قریه ای به چهارمیلی خوارزم. ( ابن بطوطه، یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). نام دهی به نواحی خوارزم و از آن ده است علامه ابوالقاسم محمودبن عمر زمخشری. رجوع به معجم البلدان، حبیب السیر، روضات الجنات ص 750، غزالی نامه ص 278، فیه مافیه ص 307، وفیات الاعیان ج 2 ص 200 و زمخشری ( اِخ ) شود.

جمله سازی با زمخشر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «بقیة» به معنای باقی مانده از چیزی است. سید محمدحسین طباطبائی نیز دربارهٔ کلمه "بقیة در آیه ۸۶ هود" در تفسیرش می‌نویسد: «کلمه "بقیه" به معنای "باقی" است و مراد از آن، سودی است که از معامله برای فروشنده بعد از تمام شدن معامله باقی می‌ماند و آن را در مصارف زندگی و در حوایجش خرج می‌کند.» زمخشری علاوه بر معنای مشهور، معنای فضل و خیر را نیز برای کلمه «بقیة» ذکر کرده‌است.

💡 در اين روز، سنه 538، فخر خوارزم (ابوالقاسم محمد بن عمر معتزلى ). معروف به(زمخشرى ) در زمخشر كه يكى از قراء خوارزم است وفات كرد و او را (جارالله )گويند بجهت آنكه چندى مجاورت مكه را اختيار كرده بود. گويند در يكى از اسفار اوببلاد خوارزم، بسبب سرما، يك پاى او قطع شده بود، پس با چوب راه مى رفت و مصنفاتاو بسيار است مانند (كشاف ) و (فائق ) و (اساس البلاغة ) و (ربيعالابرار) و (انموزج )(41) و غيرها و اشعار خوب مى گفته و از اشعار او است كه در(كشاف ) در تفسير سوره بقره ذكر كرده و هم وصيت نموده كه بر لوح قبرشبنويسند:

صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
آبشش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز