شش پا
مترادفها
حشره
لغت نامه دهخدا
شش پا. [ ش َ / ش ِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) هر جانوری که دارای شش دست و پاباشد. || جعل و چلپاسه. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
هر جانوری که دارای شش دست و پا باشد یا جعل و چلپاسه.
جمله سازی با شش پا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عجايب لعبتى ديدم كه شش پا و دو سر داشت عجايب تر از آن ديدم كه دم بالاىسر داشت
💡 شب يكشنبه كشتم شپش شش شپش شپش كش شش پا را سربازى سر بازى سر بازىسربازى را كشت.
💡 بطورکلی کنههای دمودکس لقاح داخلی دارند؛ جفتگیری در بازشدن فولیکول صورت میگیرد و تخمها درون فولیکولهای مو یا غدد سباسه قرار میگیرند. لارو شش پا بعد از ۳–۴ روز تخمگذاری میکند و لاروها در حدود ۷ روز در بزرگسالان رشد میکنند. طول عمر کلی یک کنه دمودکس چند هفته است.
💡 حشرهٔ شش پا که در این آزمایشگاه پیشرفته مورد مطالعه قرار گرفته است، دارای ساختار بدنی بسیار پیچیده و سیستم حرکتی بسیار کارآمدی برای حرکت سریع میباشد.
💡 بسیاری از طراحیهای مهندسی جدید در حوزهٔ رباتیک، از ساختار بدن موجودات شش پا برای رسیدن به تعادل بیشتر در مسیرهای بسیار دشوار و ناهموار الهام گرفته شدهاند.
💡 طبق یافتههای جدید زیستشناسی، تکامل موجودات شش پا نقش بسیار مهمی در شکلگیری اکوسیستمهای متنوع و گسترده در دورانهای باستانی زمین ایفا کرده است.