شش یک

لغت نامه دهخدا

شش یک. [ ش َ / ش ِ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) سدس و یک جزء ازشش جزء چیزی و یک قسمت از شش قسمت چیزی. ( ناظم الاطباء ). سدیس. سدس. دانگی. یک دانگ. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

سدس و یک جزئ از شش جزئ چیزی و یک قسمت از شش قسمت چیزی.

جمله سازی با شش یک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دو مرغ اندر پی دانه دویده عددشان شش یکی زیشان پریده

💡 چنین تا به شش اسب را شد سوار نگشتند زان شش یکی رهسپار

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز