لغت نامه دهخدا
شش برگ. [ ش َ / ش ِ ب َ ] ( ص مرکب ) که شش تا برگ دارد: گل شش برگ. || ( اِ مرکب ) طعامی است. گوشت سرخ کرده پیچیده در خمیر گسترده. ( یادداشت مؤلف ). خمیری که در آن گوشت پخته نهند. ( از تذکره داود ضریر انطاکی ).
شش برگ. [ ش َ / ش ِ ب َ ] ( ص مرکب ) که شش تا برگ دارد: گل شش برگ. || ( اِ مرکب ) طعامی است. گوشت سرخ کرده پیچیده در خمیر گسترده. ( یادداشت مؤلف ). خمیری که در آن گوشت پخته نهند. ( از تذکره داود ضریر انطاکی ).
که شش تا برگ دارد گل شش برگ یا طعامی است گوشت سرخ کرده پیچیده در خمیر گسترده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ما راست شش جهت گل شش برگ در نظر از هر طرف به کوی تو تا رو گذاشتیم
💡 برآری از گل شش برگ، صد برگ پدید آری ز پشت زاغ، ورقا