لغت نامه دهخدا
شتاه. [ ش ِ ] ( اِ ) مصحف شناه. شنا. آشنا. ( حاشیه برهان چ معین ). به معنی شناه است. ( اوبهی ). شنا که آب ورزی و شناوری باشد. ( از برهان ) ( انجمن آرا ). شناه. || ( ص ) آب ورز. شناکننده. ( ناظم الاطباء ).
شتاه. [ ش ِ ] ( اِ ) مصحف شناه. شنا. آشنا. ( حاشیه برهان چ معین ). به معنی شناه است. ( اوبهی ). شنا که آب ورزی و شناوری باشد. ( از برهان ) ( انجمن آرا ). شناه. || ( ص ) آب ورز. شناکننده. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آب چشمه چو شد پای به جامه زدن در آب چشم زند دست عاشق تو شتاه