شب کن

لغت نامه دهخدا

شب کن. [ ش َ ک ُ ] ( نف مرکب ) شبیخون زننده و به عهده گیرنده حمله و تاخت وتاز در شب. ( از ناظم الاطباء ).
- شب کن زدن؛ سفر کردن در شب و راه پیمودن در شب. ( ناظم اطلاطباء ).
|| ( اِ مرکب ) فلق و صبح. || چرغد و قسمی از سوسک. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با شب کن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کنون شد بار دشمن غم کنون شد روز دشمن شب کنون شد نیک دشمن بد کنون شد خیر دشمن سر

💡 تلاش منصب بیداری دل در دل شب کن چه حاصل دیده ات را گر ز خوابیدن نگهداری

💡 در گفتن ذکر حق زبان از همه به طاعت که به شب کنی نهان از همه به

💡 با ما شبی به روز آر، روزی به ما به شب کن یک روز نیست صد روز، یک شب هزار نیست

💡 با عیش روز و شب کن هم عیش و هم طرب کن ناز و خوشی طلب کن داد از نشاط بستان

💡 زان بارگی شب کن و زین بارگیر روز این را به زیر زین کش و آن را به زیر ران

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز