شب شناس

لغت نامه دهخدا

شب شناس. [ ش َ ش ِ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) کنایه از خروس عرشی باشد که چون او بانگ آورد خروسهای زمین به صدا درآیند. ( از حاشیه دیوان خاقانی ). || خروس:
ماییم مرغ عرش که بر بانگ ما روند
مرغان شب شناس نواخوان صبحگاه.خاقانی.

فرهنگ فارسی

کنایه از خروس عرشی باشد که چون او بانگ آورد خروسهای زمین بصدا در آیند.

جمله سازی با شب شناس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از این دو دیده بی خواب شب شناس شدم ولی قیاس شب هجر در نمی یابم

دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز