سیه زبانی

لغت نامه دهخدا

سیه زبانی.[ ی َه ْ زَ ] ( حامص مرکب ) سیه زبان بودن:
خط تیغ در قلمرو رخسار او گذاشت
آخر سیه زبانی ما کرد کار خویش.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سیه زبان بودن

جمله سازی با سیه زبانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بگذار تا بسوزم ورق فلک که دیگر قلمش به حرف کفران نکند سیه زبانی

الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز