سیه کاری

لغت نامه دهخدا

سیه کاری. [ ی َه ْ ] ( حامص مرکب ) کنایه از ظلم و شوخی. ( آنندراج ) ( غیاث ):
در سیه کاری چو شب روی سپیدآرم چوصبح
پس سپید آید سیه خانه به شب مأوای من.خاقانی.آتش ارچه سرخ روی است از شرر
تو ز فعل او سیه کاری نگر.مولوی.چند بتوان ساخت موی خویش چون قیر از خضاب
چون نمیگردد جوان دل زین سیه کاری چه سود.صائب.رجوع به سیاه کاری شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از ظلم و شوخی

جمله سازی با سیه کاری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا برده سیه کاری زلف تو زراهم پیداست که چون میگذرد روز سیاهم

💡 جهان را ظلمت هجر ارچه بگرفت چو زلف تو سیه کاری نباشد

💡 در سیه کاری چو شب روی سپید آرم چو صبح پس سپید آید سیه‌خانه به شب ماوای من

💡 کاکل و زلفش سیه کاری عجب از سر نهد در سیاست گرچه این را بست و آن را سر برید

💡 همچو دودم ز خود ای شمع چه می سازی دور گرنه پیشت ز سیه کاری خود مردودم

💡 آه کز عارض، سیاهیهای موم من تمام از سیه کاری به خرج نامه اعمال رفت

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز