سیه دیده
مترادفها
چشم سیاه، سیاهچشم
لغت نامه دهخدا
سیه دیده. [ ی َه ْ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) مرادف سیاه چشم و سیه چشم. ( آنندراج ):
درازگردن و کوتاه پشت و گردسرین
سیاه شاخ و سیه دیده و نکودیدار.فرخی.خصم سپیدکار سیه دیده تو را
بادا سیاه گشته بدود عذاب روی.سلمان ساوجی ( از آنندراج ).رجوع به سیاه چشم شود.
فرهنگ فارسی
مرادف سیاه چشم و سیه چشم
جمله سازی با سیه دیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه رویهاشان چو روی هیون زبانها سیه دیدهها پر ز خون
💡 بادش از آب سیه دیده بکردار دوات هر که سر بر خط فرمانت ندارد چو قلم
💡 سیه دیده گیتی بهو پیش چشم بر آشفت با پیلبانان به خشم
💡 دزدیده نگاه است که دل می برد و دین آن چشم سیه دیده و دانسته حذر کن