سیه بهار

لغت نامه دهخدا

سیه بهار. [ ی َه ْ ب َ ] ( اِ مرکب ) بهار سبزه. بعضی گویند که در بلاد سردسیر در ایام ربیع سبزه کشت که از زیر برف از پس سردی و سیرآبی بغایت سبز مایل به کبودی و سیاهی بیرون می آید آنراسیه بهار گویند. ( غیاث اللغات ). ترکیب قلب است به معنی بهار به افراط. ( آنندراج ). بهاری که بارندگی در آن زیاده از اندازه باشد. ( ناظم الاطباء ):
هزار رنگ ز گلزاردر کنار من است
جنون کجاست که جوش سیه بهار من است.حضرت شیخ ( از آنندراج ).سیه بهار جنون آمده ست در فالم
بشانه زلف پریشان یار میگیرم.ایضاً ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بهار سبزه. و بعضی گویند که در بلاد سردسیر در ایام ربیع سبزه کشت که از زیر برف از پس سردی و سیر آبی بغایت سبز مایل بکبودی و سیاهی بیرون میاید آنرا سیه بهار گویند.

جمله سازی با سیه بهار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز عشق، شور جنون شد، یک از هزار مرا سواد سنبل خط، شد سیه بهار مرا

💡 هزار رنگ گل داغ در کنار من است جنون کجاست که جوش سیه بهار من است؟

💡 از خرمی نماند اثر در ریاض هند در برگریز روی نهاد آن سیه بهار

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز