سیم سیاه

سیم سیاه

لغت نامه دهخدا

سیم سیاه. [ م ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) گیاهی که در روی درخت خصوصاً درخت سیب ودرخت بلوط میروید. ( ناظم الاطباء ). || سیم قلب. سیم ناسره: گفت شاها چهل و پنج است تا من پادشاهم هرگز الا خراج دیگر دانگی سیم سیاه به ظلم از کس نستدم. ( اسکندرنامه نسخه سعید نفیسی ).
ما یوسف خود نمیفروشیم
تو سیم سیاه خود نگهدار.سعدی.

فرهنگ فارسی

گیاهی که بر روی درخت خصوصا درخت سیب و درخت بلوط میروید.

دانشنامه عمومی

سیم سیاه ( نام علمی: Dichistius capensis ) نام یک گونه از سرده گالیون ماهی ها است.

جمله سازی با سیم سیاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون خریداران بدیدندش ز جهل در بها سیم سیاه انداختند

💡 ما یوسف خود نمی‌فروشیم تو سیم سیاه خود نگه دار

💡 تا بود جعفری به لون چو ماه ننهد بدره‌ ای سیم سیاه

💡 یافت پیری یک درم سیم سیاه گفت برباید گرفت این را ز راه

💡 ای دریغ آن بر چو سیم سپید که فروشی همی به سیم سیاه

💡 روز و شب است سیم سیاه و زر سپید بیرون ازین دو عمر تو را یک پشیز نیست

عفیف یعنی چه؟
عفیف یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز