سیرکوب
لغت نامه دهخدا
سیرکوب. ( اِ مرکب ) آلتی که بدان سیر را نرم کنند. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
آلتی که بدان سیر را نرم کنند
جمله سازی با سیرکوب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صنایع چوبی، صندوقمزار، ارسی، لاکتراشی، جوله، کلز، کیلهلاک، قند چوله، تنباکو چوله، سیرکوب، حصیربافی، گلیمبافی، جاجیمبافی، جوراببافی، موجبافی، پارچهبافی، نمدمالی، سفالگری و…