نیم کوب

لغت نامه دهخدا

نیم کوب. ( ن مف مرکب ) پله کو. پیله کو. نیم کوفته. ( یادداشت مؤلف ). که آن را کوفته اند اما خوب نرم نشده است: جشب؛ آرد کردن نیم کوب را. ( از منتهی الارب ).
- نیم کوب کردن؛ بلغور کردن. پله کو کردن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنچه را که کوبیده باشند ولی نه کاملا: نیم کوفته.

جمله سازی با نیم کوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مواد این شیرینی را برنج خوب شمال، دوشاب، مغز گردوی نیم کوب شده، گلاب، مغز هل کوبیده و مغز پسته چرخ کرده در صورت تمایل تشکیل می‌دهد. شکل ظاهری این شیرینی لوزی یا چهار گوش است.

💡 همچنین اگر این گیاه را آن را نیم کوب کرده بجوشانید و آب صاف کرده آن را بنوشید. مدر میرد و خنک‌کننده است، برای افزایش ترشح شیر مفید می‌باشد، التهاب و ورم پستان را برطرف می‌کند، تب بر است، اسهال خونی را قطع می‌کند.

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز