لغت نامه دهخدا
نیم سخت. [ س ُ ] ( ن مف مرکب ) نیم سوخته. نیم سوز:
چو شد کشته دیگی ترینه بپخت
ببرد آتش و هیزم نیم سخت.فردوسی.
نیم سخت. [ س ُ ] ( ن مف مرکب ) نیم سوخته. نیم سوز:
چو شد کشته دیگی ترینه بپخت
ببرد آتش و هیزم نیم سخت.فردوسی.
نیم سوخته. نیم سوز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز ضحاک تازیست ما را نژاد بدین پادشاهی نیم سخت شاد