لغت نامه دهخدا
سیب چهر. [ چ ِ ] ( ص مرکب ) از عالم پریچهر و گلچهر. ( آنندراج ). آنکه روی وی مانند سیب سرخ باشد. ( از ناظم الاطباء ):
بدان سیب چهران مردم فریب
همی کرد بازی چو مردم بسیب.نظامی.
سیب چهر. [ چ ِ ] ( ص مرکب ) از عالم پریچهر و گلچهر. ( آنندراج ). آنکه روی وی مانند سیب سرخ باشد. ( از ناظم الاطباء ):
بدان سیب چهران مردم فریب
همی کرد بازی چو مردم بسیب.نظامی.
از عالم پریچهر و گلچهر آنکه روی وی مانند سیب سرخ باشد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدان سیب چهران مردم فریب همی کرد بازی چو مردم به سیب