سیاست باز
مترادفها
سیاستمدار، سیاستپرداز
متضادها
اصولگرا
فرهنگستان زبان و ادب
{politico} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] عنوانی که افراد، گاه برای تخفیف یا تحقیر، به سیاستمداری که شیوۀ کار یا نظرهایش را نمی پسندند اطلاق می کنند
جمله سازی با سیاست باز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اگر امروزه در دنیایی زندگی میکنیم که روابط بر اساس قدرت شکل میگیرند و خودیاری یک اصل است به خاطر روند است، نه ساختار؛ و این اصول را نمیتوان از آنارشی نتیجه گرفت. سیاست بازی قدرتها و خودیاری نهادهای آنارشی هستند و نه ویژگیهای ضروری. آنارشی آن است که حکومتها باور میکنند
💡 کسی کش در دل آمد سر بریدن نیارست از سیاست باز دیدن
💡 یک سیاست باز حرفهای باید بتواند در میان بحرانهای اقتصادی و اجتماعی، با استفاده از مهارتهای مذاکره، منافع کشور خود را به بهترین شکل ممکن تامین کند.
💡 برخی منتقدان معتقدند که هر سیاست باز در دنیای امروز، ناچار است برای حفظ قدرت خود، از تاکتیکهای پیچیده و گاهی فریبنده در روابط بینالملل استفاده نماید.
💡 شخصیتهای سیاسی در دوران مدرن، اغلب به عنوان سیاست باز شناخته میشوند که با مدیریت افکار عمومی، سعی در هدایت جامعه به سمت اهداف انتخاباتی خود دارند.