سلع

سلع

لغت نامه دهخدا

سلع. [ س َ ل َ ] ( ع اِ ) درختی است تلخ مزه یا نوعی از زهر یا نوعی از صبر یا تیره ای است بدمزه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). درختی است تلخ. ( مهذب الاسماء ). || ( اِمص ) پیسی اندام از فساد مزاج. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). برص. پیسی اندام. ( ناظم الاطباء ). || کفیدن پای. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). شکاف پای. ( مهذب الاسماء ) ( بحر الجواهر ). کفیدگی پای. ( ناظم الاطباء ).
سلع. [ س َ ] ( ع اِ ) کفیدگی پای. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || رخنه. شکاف. چاک. درز. ترک. || شکاف کوه. ج، سلوع. ( ناظم الاطباء ). || ( مص ) شکسته شدن سر. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ).
سلع. [ س ِ ] ( ع اِ ) شکاف کوه. || همزاد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || مثل و مانند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

شکاف کوه. یا همزاد یا مثل و مانند

دانشنامه عمومی

سلع یک منطقهٔ مسکونی در اردن است که در بصیرا واقع شده است.

جمله سازی با سلع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس معاويه، ابوذر را به همراهى راهنمايى به مدينهگسيل داشت. ابوذر چون به مدينه رسيد و ديد كه حد مدينه به ناحيه سلع رسيده است،گفت: ساكنان مدينه را به چپاول و غارتهاى بى حساب و جنگهاى دودمان برباد ده كهبه داستانها بازگويند مژده باد! و چون عثمان وارد شد، خليفه از او پرسيد:

💡 مسجد ذوقبلتين در حرة سلع قرار دارد،شمال غربى مدينه و غرب مساجد سبعه (كوه سلع ) قرار دارد. اين مسجد در سابهاى 893قمرى، توسط شاهين جمالى، شيخ خدام حرم پيامبر صلى الله عليه وآله مسقف و در دورانسيمانى عثمانى 950 هجرى قمرى.نيز مجددا تعمير و تجديد بنا شد.(195)

💡 در حالى كه عده مسلمانان از سه هزار نفر تجاوز نمى كرد، آنها دامنه كوه سلع كه نقطه مرتفعى بود (در كنار مدينه ) را اردوگاه اصلى خود انتخاب كرده بودند كه بر خندق مشرف بود و مى توانستند بوسيله تيراندازان خود عبور و مرور از خندق راكنترل كنند.

همیشگی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز