سست مهار

لغت نامه دهخدا

سست مهار. [ س ُ م َ ] ( ص مرکب ) کنایه از رام و مطیع بودن. ( برهان ) ( آنندراج ). مطیع و رام و فرمانبردار. ( ناظم الاطباء ):
با مرادت سپهر سست مهار
با حسودت زمانه سخت لگام.انوری. || کنایه از مردم بی استعداد و ناقابل. ( برهان ) ( آنندراج ). ناقابل و بی استعداد. || ابله و احمق. ( ناظم الاطباء ). || بیهوده گو. ( غیاث اللغات ). || بیهوده گر.( غیاث اللغات ). || بی قید و بند:
خواجگان بوده اند پیش از ما
در عطا سست مهر و سست مهار.سنایی.

فرهنگ فارسی

کنایه از رام ومطیع بودن. مطیع و رام و فرمانبردار. یا کنایه از مردم بی استعداد و ناقابل.

جمله سازی با سست مهار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خواجگان بوده‌اند پیش از ما در عطا سخت مهر و سست مهار

💡 بادی عدل جوی همچو بهار حاکمی سخت مهر و سست مهار

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز