لغت نامه دهخدا
سریر فلک. [ س َ رِ ف َ ل َ ] ( اِخ ) کنایه ازبنات النعش و آن هفت ستاره باشد شمالی بصورت چوگان. ( برهان ). کنایه از بنات النعش. ( انجمن آرای ناصری ).
سریر فلک. [ س َ رِ ف َ ل َ ] ( اِخ ) کنایه ازبنات النعش و آن هفت ستاره باشد شمالی بصورت چوگان. ( برهان ). کنایه از بنات النعش. ( انجمن آرای ناصری ).
کنایه از بنات النعش و آن هفت ستاره باشد شمالی بصورت چوگان. کنایه از بنات النعش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من متوّج به افسر زرکش بر سریر فلک سلیمانوَش
💡 فکری نمی کنند که ایام بی وفا برباید از سریر فلک عاقبت کلاه