لغت نامه دهخدا
سروف. [ س َ ] ( ع ص ) سخت و بزرگ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
سروف. [ س َ ] ( ع ص ) سخت و بزرگ. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
سخت و بزرگ.
سروف (شهر). شهر سروف ( به روسی: Серов ) در کشور روسیه و در اوبلاست سوردلوفسک واقع شده است.
سِروف (Serov)
(نام سابق: نادِژْدینْسْک) شهری در استان (ناحیۀ) اسوردلوفسک، در فدراسیون روسیه، در شرق اورال، در غرب سیبری. ۱۰۰هزار نفر جمعیت دارد (۱۹۹۶). مرکز مهم صنعت فلزکاری در ناحیۀ صنعتی اورال است. در ۱۸۹۴ به منزلۀ مرکز آهن کاری برای تأمین ریل های راه آهن سراسری سیبریبنا شد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الکساندر سروف (روسی: Алекса́ндр Серге́евич Серо́в؛ زادهٔ ۱۲ نوامبر ۱۹۸۲) دوچرخهسوار اهل روسیه است.
💡 ایوان الکساندرویچ سروف (روسی: Ива́н Алекса́ндрович Серóв؛ زاده ۱۳ اوت ۱۹۰۵ – درگذشت ۱۹ ژوئیه ۱۹۹۰) یک افسر اطلاعاتی روس و اولین رئیس کمیته امنیت دولتی (کاگب) اتحاد جماهیر شوروی بین سالهای ۱۹۵۴ تا ۱۹۵۸ و همچنین بین سال هال ۱۹۵۸ تا ۱۹۶۳ رئیس کمیته اطلاعات ارتش بود.
💡 شهر سروف (به روسی: Серов) در کشور روسیه و در اوبلاست سوردلوفسک واقع شدهاست.