سرمای گل

لغت نامه دهخدا

سرمای گل. [ س َ ی ِ گ ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سرمای خفیف که در ایام شکفتن گل سرخ یعنی گلاب میباشد. ( آنندراج ) ( غیاث ):
عندلیب ما ندارد طبع استغنای گل
میشود دست و دل ما سرد از سرمای گل.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سرمای خفیف که در ایام شکفتن گل سرخ یعنی گلاب میباشد.

جمله سازی با سرمای گل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در زمستان فنا حال تو چون خواهد بود؟ که ز سرمای گل ای سرو روان می لرزی

💡 به آه سرد چون زحمت دهم آن نازپرور را؟ که از سرمای گل چون برگ بید آن نازنین لرزد

💡 عندلیب ما ندارد تاب استغنای گل می شود دست و دل ما سرد از سرمای گل

قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز