لغت نامه دهخدا
سردیگ. [ س َ ] ( اِ مرکب ) شوربایی که اول جوش کند و آن را سرجوش هم گویند. ( آنندراج ). سرجوش. ( شرفنامه ).
سردیگ. [ س َ ] ( اِ مرکب ) شوربایی که اول جوش کند و آن را سرجوش هم گویند. ( آنندراج ). سرجوش. ( شرفنامه ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حیرت آن مرغست خاموشت کند بر نهد سردیگ و پر جوشت کند