سرای سرور

لغت نامه دهخدا

سرای سرور. [ س َ ی ِ س ُ ] ( ترکیب اضافی، اِمرکب ) کنایه از بهشت. ( برهان ) ( آنندراج ) ( شرفنامه ). || دنیا. ( مجموعه مترادفات ص 165 ). || شراب خانه و خرابات. ( برهان ) ( آنندراج ) ( رشیدی ). میخانه. ( مجموعه مترادفات ص 350 ):
سپیده دم که شدم محرم سرای سرور
شنیدم آیه توبوا الی اﷲ از لب حور.ظهیر فاریابی ( از انجمن آرا ).

فرهنگ فارسی

کنایه از بهشت یا دنیا یا شراب خانه و خرابات میخانه.

جمله سازی با سرای سرور

💡 هر دل که در حظیرهٔ حضرت حضور یافت سرش سریر خود ز سرای سرور یافت

💡 جهان سرای غرورست، نی سرای سرور طمع مدار سرور اندرین سرای غرور

💡 از آفتاب نبوتش به دو نور گشت بیت الحزن سرای سرور

💡 هست جای تو چون سرای سرور که مباد ایمنی ز جای تو دور

💡 ای ز تو مشتاق را وی ز تو عشاق را دیده بساط نشاط سینه سرای سرور

💡 بیا که در طلبت بر فراز صدر سریر بیا که بهر تو بر صفحه سرای سرور

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز