سر راه گرفتن

لغت نامه دهخدا

سر راه گرفتن. [ س َ رِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) متوقف شدن،خواه برای ملاقات، خواه به تقریب تماشا، خواه به اراده معارفه. ( از آنندراج ). || متوقف ساختن. راه را بستن بر کسی. بازداشتن از راه:
گر نبینیم بخلوت رخ چون ماه ترا
کسی از ما نگرفته ست سر راه ترا.صائب ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

متوقف شده خواه برای ملاقات خواه بتقریب تماشا.

جمله سازی با سر راه گرفتن

💡 رسول خدا(ص ) يارانش را براى سر راه گرفتن و مصادر كاروان بزرگ تجارتىقريش، كه به سرپرستى ابوسفيان از شام باز مى گذشت، بسيج و تشويق فرمود.در نتيجه 313 نفر از آنها كه در اين قبيل امور وارد بودند و استعداد داشتند، با حضرتشاز مدينه به قصد تصرف كاروان، و نه جنگ با ايشان بيرون شدند و روى به راهنهادند.

💡 مردى از قبيله بنى سليم به نام فجاءة، بجير بن اياس بن عبد ياليل بن عميرة بن - خفاف (222)، نزد ابوبكر آمد و گفت: من مردى مسلمانم و مى خواهمكه با كافران مرتد پيكار كنم، ولى نه اسبى دارم و نه سلاحى، مرا با دادن اسب وسلاح تجهيز كن. ابوبكر نيز خواسته اش را برآورده ساخت. اما او، به جاى پيكار باكافران و مرتدان، به سر راه گرفتن پرداخت و به جان مردم اعم از مسلمان و مرتدافتاد، اموالشان را غارت مى كرد و اگر كسى هم مقاومت مى كرد، او را مى كشت. در اينراهزنى، مردى از قبيله بنى شريد، به نام نجبة بن ابى الميثاء او را يارى مى داد.هنگامى كه اين خبر به ابوبكر رسيد، به طريفة بن حاجر (223) نوشت:

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز