سخش

لغت نامه دهخدا

سخش. [ س َ ] ( ص، اِ ) کهنه پوستین. || کهنه جامه. || کهنه کلاه و امثال اینها را گویند. ( آنندراج ) ( برهان ) ( اوبهی ).

فرهنگ عمید

= شَخْش۱

جمله سازی با سخش

💡 دو فرزند دلبند فرخ رخش صنوبر قدان شکر پا سخش