لغت نامه دهخدا
سبز دیبا. [ س َ ] ( اِ مرکب ) دیبای سبز:
رنگ سپیدی بر زمین از سونش دندانْش بین
سوهان بادش پیش از این بر سبز دیبا ریخته.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 390 ).
سبز دیبا. [ س َ ] ( اِ مرکب ) دیبای سبز:
رنگ سپیدی بر زمین از سونش دندانْش بین
سوهان بادش پیش از این بر سبز دیبا ریخته.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 390 ).
دیبای سبز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نسترن بین فکنده باد از شاخ چون به بامی به سبز دیبا بر
💡 زان مفرش همچو سبز دیبا میدید در آن درخت زیبا
💡 رنگ سپیدی بر زمین، از سونش دندانش بین سوهان بادش پیش ازین، بر سبز دیبا ریخته
💡 زمین از بس انبوه ایشان به هم چو پاشیده بر سبز دیبا بقم