لغت نامه دهخدا
سایه برگ. [ ی َ / ی ِ ب ُ رَ ] ( اِ مرکب ) گیاهی است که چون شتر آن را خورد بخواب رود. ببای فارسی هم بنظر رسیده است. ( برهان ) ( شرفنامه ) ( آنندراج ).
سایه برگ. [ ی َ / ی ِ ب ُ رَ ] ( اِ مرکب ) گیاهی است که چون شتر آن را خورد بخواب رود. ببای فارسی هم بنظر رسیده است. ( برهان ) ( شرفنامه ) ( آنندراج ).
گیاهی است که چون شتر آنرا بخورد بخواب رود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر سایه برگ گل فتد بر تو بر عارض نازکت نشان ماند
💡 در نظر تا سایه برگ خزان باغ گل است در سر کوی که پهلو بر زمین دارد بهار
💡 آسوده شد آن جان که تن نازک پاکش از سایه برگ گل تر گیرد آزار