لغت نامه دهخدا
سال مجاعه. [ ل ِ م َ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سال قحط. تنگسالی. خشک سالی.
سال مجاعه. [ ل ِ م َ ع َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سال قحط. تنگسالی. خشک سالی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معروف است که میربهاءالدین در سال مجاعه (سال قحطی ۱۲۶۶ به قولی ۱۲۸۸ ه.ق) با احسانها و بخششهای خود، مردم بسیاری را از مرگ حتمی رهایی بخشید. او ابنیه و موقوفات فراوانی از خود به جای گذاشت و پس از قریب به ۷۶ سال عمر، در سال ۱۲۶۹ خورشیدی در زنجان درگذشت.