لغت نامه دهخدا
ساده باز. [ دَ /دِ ] ( نف مرکب ) آنکه در قمار بی مکر و حیله بازی کند. مقابل نقش باز. ( بهار عجم ) ( آنندراج ):
به حریفان نقش باز بگو
ساده باز از کسی دغا نخورد.ظهوری ( از آنندراج ).
ساده باز. [ دَ /دِ ] ( نف مرکب ) آنکه در قمار بی مکر و حیله بازی کند. مقابل نقش باز. ( بهار عجم ) ( آنندراج ):
به حریفان نقش باز بگو
ساده باز از کسی دغا نخورد.ظهوری ( از آنندراج ).
( صفت ) آنکه در قمار بی مکر و حیله بازی کند مقابل نقش باز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی از شیوهها برای پیشرفت مطالعات پیرامون مسئله سواری مجانی، از طریق ایجاد تنوع در دارایی اولیه افراد بازی کالاهای عمومی بودهاست. مدل ساده بازی کالاهای عمومی، نمیتواند اثر جانشینی میان کالاهای خصوصی، کالاهای عمومی و استراحت را دریابد.