لغت نامه دهخدا
زورگوی. ( نف مرکب ) مفتری و دروغگوی. ( آنندراج ). افتراکننده و بهتان نهنده و دروغگوی. ( ناظم الاطباء ).
زورگوی. ( نف مرکب ) مفتری و دروغگوی. ( آنندراج ). افتراکننده و بهتان نهنده و دروغگوی. ( ناظم الاطباء ).
💡 بعد از مرگ وی لیدی گاگا اعلام کرد که به شدت ناراحت شدهاست و روزهایش را در حالی که «متفکر، گریهکنان و جیغزنان» است طی میکند همچنین ترانه مو را در کنسرتی در لاس وگاس به جیمی تقدیم کرد و همچنین بعدتر با باراک اوباما برای جلوگیری از زورگویی در مدارس صحبت داشت.
💡 عوامل راندن غیر اقتصادی شامل تعقیب (مسائل مذهبی یا موارد دیگر)، گاهی سوء استفاده، زورگویی و ارعاب، تصفیه نژادی و حتی قتلعام بخاطر افراطگرایی و رادیکالیسم و در خطر بودن افراد غیرنظامی در حین جنگ، حرکتهای سیاسی که بهطور سنتی هجوم پناهندگان را برای فرار از زندگی در فضای دیکتاتوری برای مثال میباشند.
💡 بعضیها ممکن است برای فرار از دست زورگویی یا تعصب دست به خودکشی بزنند. سابقه سوء استفاده جنسی دوران کودکی و زمان صرف شده در پرورشگاه نیز عواملی خطرآفرین هستند.. باور بر این است که سوء استفاده جنسی حدود ۲۰٪ از کل خطر را شامل میشود.
💡 بیا نمایشگر نیرو، تندخویی و زورگویی بود. او همراه خواهر و برادرانش به همراهی زئوس پرداخت و فرمانهای زئوس را بکار بست. در نمایشی از آیسخولوس، پرومته در زنجیر، بیا به فرمان زئوس همراه با برادرش کراتوس به پیش هفائستوس میرود تا او را وادار کند، تا پرومته را به تخته سنگی برای دزدی آتش و دادن آن به مردم زنجیر کند.
💡 علی بن هشام به ساکنان زورگویی میکرد، مردان را میکشت و اموالشان را مصادره میکرد و حتی نقشه قتل فرستاده مأمون – عجیف بن عنبسه – و پس از آن پیوستن به بابک را کشید ولی توسط عجیف دستگیر شد و به پیش مأمون فرستاده شد که مأمون در سال ۲۱۷ ه.ق/۸۳۲ فرمان اعدامش را صادر کرد.