لغت نامه دهخدا
زفانی. [ زِف ْ فا نی ی ] ( ع ص، اِ ) شتر مرغ نر بسیار زف. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
زفانی. [ زِف ْ فا نی ی ] ( ع ص، اِ ) شتر مرغ نر بسیار زف. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
شتر مرغ نر بسیار زف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به شیرین زفانی حدیثی سگال که سود آورد عقل بر وقت و حال
💡 چون کمان ابرویش بس کوژ خاست هر زفانی را زهی بنشست راست
💡 نیارم نبشتن یکی قصه از غم زخواندنش ترسم زفانی بسوزد
💡 کفرم آید هرکه این را دین شمرد قطع باد از بن زفانی کین شمرد
💡 در حریم عزت است آرام او نیست حد هر زفانی نام او