روی سخت

لغت نامه دهخدا

روی سخت. [ س َ ] ( اِ مرکب ) وسمه و ماده ای که بدان موی سر و ابرو را سیاه می کنند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

وسمه و ماده ای که بدان موی سر و ابرو را سیاه می کنند.

جمله سازی با روی سخت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کام دل نتوان گرفتن از جهان بی روی سخت آتش آوردن برون از سنگ، کار آهن است

💡 * منظور از کد بومی، کدی است که بر روی سخت‌افزار اصلی و بدون واسط و با بهره‌گیر از تمام امکانات ارایه‌شده از سوی سخت‌افزار دستگاه، کار می‌نماید.

💡 یک تکنیک برای بهبود عملکرد برنامه‌های تفسیر شده کامپایل در لحظه آن است. در این روش ماشین مجازی، دقیقاً قبل از اجرا، بلوک‌های کدهای بایتی که قرار است استفاده شوند را برای اجرای مستقیم روی سخت‌افزار ترجمه می‌کند

💡 زانکه گشتم از جنابت چند باری ناامید سخت دلتنگم ز رای سست و روی سخت خویش

💡 وابستگی محاسبات توکن به نتایج محاسبات توکن‌های قبلی نیز موازی کردن محاسبات روی سخت‌افزار یادگیری عمیق مدرن را دشوار می‌کند. این می‌تواند آموزش شبکه عصبی بازگشتیها را ناکارآمد کند.

💡 خجالت دارم از کویت، ز بس درد سر آوردن به پیشانی و روی سخت خاک پایت آزردن

جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز