روبیدن
مترادفها
هل دادن، راندن، فشار دادن
متضادها
کشیدن
لغت نامه دهخدا
روبیدن. [ دَ ] ( مص ) جاروب دادن. ( آنندراج ). جاروب کردن و از گرد و غبار پاک ساختن. روفتن. ( ناظم الاطباء ). رُفتن. و رجوع به روفتن شود.
فرهنگ معین
(دَ ) (مص م. ) جاروب کردن.
فرهنگ عمید
= رُفتن
فرهنگ فارسی
روفتن، جاروب کردن، گردوخاک وزباله جمع کردن
( مصدر ) پاک ساختن از گرد و غبار جاروب کردن روفتن رفتن.
ویکی واژه
جاروب کردن.
جمله سازی با روبیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 درمان وجودی که با نامهای روانشناسی (رواندرمانی) اگزیستانسیال یا هستیگرایانه نیز شناخته میشود، رویکردی پویا یا پویهنگر است و بر دلواپسیهایی تمرکز میکند که در هستی انسان ریشه دارند. روانپویهشناسی هر فرد شامل نیروها، انگیزهها و ترسهای ناخودآگاه و خودآگاهی است که در درونش به کنش مشغولاند. رواندرمانیهای پویهنگر، درمانهایی بر اساس مدلی پویای از کارکرد روانی هستند. اکتشاف عمیق از چشمانداز درمانگر اگزیستانسیال، روبیدن و کنار زدن دلواپسیهای روزمره و تفکر عمیق فرد دربارهٔ موقعیت است.
💡 «آن سالها سرشار از نشاط بود، انفجاری از انرژی سازنده وجود داشت، میل عمیقی برای روبیدن گذشته و ایجاد دنیایی جدید، پدیدهٔ طراحی ایتالیایی ناشی از این تمایل گسترده برای تجدید همه چیز بود.»