لغت نامه دهخدا
روار. [ رَ ] ( اِ ) خدمتکار محبوسان وزندانیان را گویند، و به این معنی با زای نقطه دار هم آمده است. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). مصحف زَوار است. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). رجوع به زَوار شود.
روار. [ رَ ] ( اِ ) خدمتکار محبوسان وزندانیان را گویند، و به این معنی با زای نقطه دار هم آمده است. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). مصحف زَوار است. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ). رجوع به زَوار شود.
خدمتکار محبوسان و زندانیان را گویند و باین معنی بازای نقطه دار هم آمده است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روار و زنان نای زرین زدند سراپرده بر پشت پروین زدند
💡 تا گشت سمند روار در اخگر این سودا گویند ممکن سعدی جان در سر این سودا
💡 چو دید آتش پیکانش دام صحرائی دو اسبه در پی او شد همی سمند روار