رفتگری

لغت نامه دهخدا

رفتگری. [ رُ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل رفتگر. تمیز کردن خیابانها و کوچه ها. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

عمل و شغل رفتگر تمیز کردن خیابانها و کوچه ها

جمله سازی با رفتگری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خیرالله رفتگر با ذوق و خوش مرامی است که در یکی از محلات قدیمی تهران به رفتگری مشغول است. در هر قسمت اتفاقاتی که در سالهای دور و در زمان قبل از انقلاب در محل افتاده است را روایت می‌کند…

💡 در ۲ اردیبهشت ۱۳۹۹ ویدئویی منتشر شد که در آن سحر قریشی با خنده، کنار رفتگری می‌رود و به دوستانش می‌گوید: «لباسم را با او سِت کرده‌ام». پاکبان به این کار او واکنش نشان می‌دهد و به او می‌گوید: «برو خانم» و قریشی به دوستانش می‌گوید: «همین مونده بود این به من بگه برو…».

💡 هورن در لیورپول متولد شد. پدرش یک پستچی بود. او مادرش را در کودکی از دست داد. در ۱۵ سالگی ترک تحصیل کرد و شغل‌های مختلفی را در امور نظافت و رفتگری تجربه کرد.

💡 در سال ۱۹۵۰ در پیتسبورگ، تروی مکسون (دنزل واشینگتن) با همسرش رز (وایولا دیویس) و پسرش کوری (جوان آدپو) زندگی می‌کند. تروی در کنار بهترین دوستش جیم بونو (استیون هندرسون) به شغل رفتگری مشغول است.

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز