رزاس
لغت نامه دهخدا
رزاس. [ رِ ] ( اِخ ) رزاسس. نام دلاور ایرانی. رجوع به رزاسس و ایران باستان ج 2 ص 1252 و 1255 شود.
فرهنگ فارسی
یارزاسس نام دلاور ایرانی
جمله سازی با رزاس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قابل ذکر است علاوه در کاوشها، ظروف سفالین رنگ آمیزی شده هزارهٔ پنجم، چهارم و سوم قبل از میلاد نشانگر استفادههای اصولی از رنگهای طبیعی و معدنی بودهاست. این بهرهگیری در سفالها به شکل گلهای رزاس به صورت آجرهای لعاب دار نشانگر تکامل شیوه استفاده از رنگ و پخت کامل و پیدایش اصولی کاشی و آجرهای رنگین بودهاست. نمونهای از آجرهای ذکر شده به صورت گل رزاس در موزه ملی ایران نگهداری میشود.