لغت نامه دهخدا
رابج. [ ب ِ ] ( ع ص ) پر و سیرآب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). الممتلی الریان. ( اقرب الموارد ). || ( ص ) نارجیل. ( فهرست مخزن الادویه ).
رابج. [ ب ِ ] ( ع ص ) پر و سیرآب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). الممتلی الریان. ( اقرب الموارد ). || ( ص ) نارجیل. ( فهرست مخزن الادویه ).
پر و سیراب. یا نارجیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گلعذار من برون از پرده بوی خود میار بیقراران رابجان از آرزوی خود میار
💡 هرکسی کز لذت درد تو باشد با خبر درد عشقت رابجان خواهد همیشه بیشتر