لغت نامه دهخدا
دوچاری. [ دُ ] ( حامص مرکب ) دچار بودن:
برد با من میان راه تنگی
دوچاری او دوچاری او دوچاری.مولوی.
دوچاری. [ دُ ] ( حامص مرکب ) دچار بودن:
برد با من میان راه تنگی
دوچاری او دوچاری او دوچاری.مولوی.
دچار بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کدام میر اجل دیدهای که با او هم اجل نخورد دوچاری درین سپنج سرا
💡 بزد با من میان راه تنگی دوچاری و دوچاری و دوچاری