لغت نامه دهخدا
دوست پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) دوست باز. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دوست باز شود.
دوست پرست. [ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) دوست باز. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دوست باز شود.
دوست باز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر من انکار چرا چون همهاند عاشق و شیفته و دوست پرست
💡 بت بود بت زر و سیم و رز و باغ و زن و زه بت پرستی نکند هر که بود دوست پرست
💡 دانشکده پزشکی نیشابور در سال ۱۴۰۰ بنیانگذاری شد. هماکنون ریاست این دانشکده را دکتر غزاله دوست پرست برعهده دارد.